*****یا حضرت علی اکبر ع*****
*****یا حضرت علی اکبر ع*****
نوگل باغ حسینی اکبر گلگون قبا
گفت با سلطان خوبان کِای شه بی اقربا
اذن فرما ای پدر جان تا کنم قربان تو
قطرۀ خونی که دارم اندر این دشت بلا
*****یا حضرت علی اکبر ع*****
نوگل باغ حسینی اکبر گلگون قبا
گفت با سلطان خوبان کِای شه بی اقربا
اذن فرما ای پدر جان تا کنم قربان تو
قطرۀ خونی که دارم اندر این دشت بلا
وا علیا - شهادت مولا علی ع
لعنت به ابن ملجم ملعون نابکار
زد ضربتی که کرد جهان را به غم دچار
محراب پر ز خون شد و شه غوطه ور به خون
این ظلم هیچ کس ننماید به روزگار
خود را ببین چه بودی وز بودنت چه سودی ***(معادی*اخلاقی)
ای اولت خبیت و آخر چو هیمه هستی
از بهر چیست برگو دائم خمار و مستی
در این جهان فانی خود را مکن معلق
هنگام الرحیل است بگذر ز خود پرستی
یا حضرت سکینه س*******مخمس به غزل حافظ
صلوات
سکینه گفت چه سازم که دادخواهی نیست
ز هجر روی پدر جز فغان و آهی نیست
به هر کجا که روم همچنان تو شاهی نیست
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
مناجات حضرت فاطمه صغری س(حضرت رقیه س)
ای خداوند کریم ذوالجلال
رحم کن بر من که هستم پایمال
گشتم از هجر پدر خوار و حقیر
دستگیری کن مرا ای دستگیر
یا حضرت فاطمه صغری س********* مخمس به غزل حافظ
بگفت فاطمه دارد دلم هوای عراق
به گوش دل شنوم دمبدم ندای فراق
علیل و خوار و ذلیلم ز ابتلای فراق
مباد همچو من خسته مبتلای فراق
که عمر من همه بگذشت در بلای فراق
میلاد حضرت زینب س
مژده ای بلبل که گل اندر گلستان شد پدید
نور حق شد جلوه گر چون ماه تابان در رسید
دامن زهرا پر از عطر و گلاب و عنبر است
زینب آمد قدسیان از بهر تعظیمش خمید
*****یا ابوفاضل ع*****
ایدل ببین به کرببلا خسرو جهان
لب تشنه شد شهید ز جور مخالفان
فرمود با برادر محبوب تر ز جان
یک جرعه آب بر لب لب تشنگان رسان
تا العطش دگر ننمایند کودکان
توحید***** (مخمس به غزل حافظ)
بگو به ساقی و مطرب که نغمه ساز کنید
ز راه صدق به درگاه حق نیاز گنید
طواف کعبۀ دل خالی از مجاز کنید
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
توحید(رب الارباب)********مخمس به غزل حافط
هزار بلبل شیدا به دام صیاد است
تو گوش دار یکی پند چون ز استاد است
اگر چه غمزۀ شیرین ز عشق فرهاد است
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
بیار باده که بنیاد عمر بر باد است