بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله و ذریته

تحفةالزهراء سلام الله علیها

اشعار توحیدی و اهلبیتی ع

بایگانی

یا جبل الصبر زینب کبری  سلام الله علیها


گفت زینب با سر شاه جهان

 بودی ای جانا چرا چندی نهان

 

در کجا بودی تو دوش ای جان من

بر جبین انورت باشد نشان

 

گوئیا مهمان خولی بوده ای

در تنورت داده آن ظالم مکان

 

آمدی خوش ای گل سیمین برم

پرس حال آن علیل ناتوان

 

از فراغت گشته مجنون خواهرت

بی کس و بی یاور و بی آشیان

 

یک نظر کن دخترانت را ببین

از غمت جاری چو خون از دیدگان

 

خواهرانت جملگی در قید و بند

از جفای خولی و شمر و سنان

 

ای مه بدرم چرا گشتی هلال

قرص رویت زیر خاکستر نهان

 

زینبت گردد فدای کاکُلت

این مصیبت را نبُد هرگز گمان

 

رأس پر خون تو بر نی جلوه گر

خواهرت آسوده در محمل روان

 

میروی آهسته رو ای شاه دین

تا به دنبالت بیاید کودکان

 

اهل بیتت جملگی شد دربدر

ای برادر از جفای کوفیان

 

میروم در شام در بزم یزید

گو چه سازم با علیل ناتوان

 

من بُدم همراه تو با هر غمی

این خضاب تو مرا نبود نشان

 

میکنم ایندم خضاب از خون سر

تا دهم شرکت تو را در گیسوان

 

گفت راوی بودم و دیدم که شد

جوی خون از محمل زینب روان

 

بهر زینب خواهر زار حسین

هست "رونیزی" بسی اندر فغان

 
 
التماس دعا - برای شادی روح شاعر مرحوم  صلوات

اللهم صل علی محمد و آله و ذریّته و عجل فرجهم و فرجنا بهم و احشرنا معهم

ذریّه یعنی = نسل، فرزندان، سُلاله، دودمان، احفاد....

 

 

 

  

  • ... دوستی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی